مير سيد على جناب

57

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي )

چند مسأله از اصول را در محضر آخوند ملّا محمّد كاظم [ يزدى ] ديد و نوشت و هم در نجف نزد حاج سرهنگ - فرزند سپهدار كه اوايل سلطنت ناصرى در اصفهان حكومت و در بلواى بزرگ طرفيت داشت - تحصيل پاره‌اى از شعب رياضى را نمود . در [ سال‌هاى ] 1312 ، 1313 ، 1314 [ قمرى ] در طهران ، زبان فرانسه و معارف و نقشه‌كشى و مصاحبت با پاره‌اى از احزاب و ملل متنوعه جهت استكشاف امتياز آن‌ها . [ و اما ] سبب اينكه مير سيّد على جناب اصفهانى ، " سپاهان‌نامه " [ - الاصفهان ] را فراهم ساخت : وقت سحرى در حمّام ملك‌آباد طهران ، جوانى با حالت خراب و لحنى شورانگيز اين شعر را مىخواند : رسيدم بر لب آب صفاهان * نشستم گريه بسيار كردم كه هركس مىشنيد منقلب مىگشت ، مخصوصا كسى كه در اصفاهان علاقه قلبى داشت ، چنانچه افتد و خوانى ، و در تعقيب آن حالت هميشه مايل بود بهانه بجويد و از اصفهان گفتگويى كند تا پس از چندين سال متذكر شد كه صورت اصفهان را نقل كند روى يك صفحه و هرجا شود برد و هركس بتواند ديد ، و اقدام نمود به برداشتن نقشهء شهر ، ابتدا از گلدستهء مسجد جمعه ، گلدسته مسجد شاه را قراول گرفت و امتداد زاويه آن با امتداد « * » . . . به گلدستهء مسجد بيدآباد معين ساخت . بعد از آن رفت در صحراى دامنهء كوه صفه از بالاى برج هزار جريب محلى كه نوك گلدسته مسجد شاه با نوك گلدستهء مسجد جمعه در يك خط واقع بود معلوم كرد و از آنجا روى امتداد خطى كه با خط و اصل دو گلدسته ، زاويه مكمل زاويه اول را احداث كرد ، [ آنگاه ] فاصله به فاصله بيرق گذارد تا رسيد

--> ( * ) در اصل ناخوانا